محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

21

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و الآداب حلل مجدّدة ) « حلل مجدّدة » كنايه از شكوه و زينت هميشگى است . « الآداب » در اين‌جا مقصود ويژگىهاى ستوده در نزد عقل و عقلا مانند سخنورى ، زيركى ، خوش‌رفتارى و ديگر فضيلت‌هاى فردى و اجتماعى است . با وجود آن كه مىدانم تعريف مفاهيم و معانى الفاظ از دقيق‌ترين و مشكل‌ترين كارها است ، ولى آن‌چه از سياق كلام يا بيان واقع فهميدم همان است كه بيان كردم . اگر منظور امام عليه السّلام در اين‌جا همين است ، راه را درست پيموده‌ام و اگر جز اين باشد ايشان فهم مرا رد نخواهد كرد ، زيرا در جاى خود سخن درستى است . ( و الفكر مرآة صافية ) فكر آينه‌اى شفاف است . مراد از « الفكر » در اين‌جا نيروى درك و فهم است كه هرگاه انسان آن را به دور از هوس و تقليد از ديگران به كار اندازد به حق و راستى هدايت مىكند . امام عليه السّلام به كنايه ، از راهنمايى راستين عقل به آينه‌اى كه واقعيت اشياء را نمايان مىسازد ، تعبير كرده‌اند . اين معنا را از ديگر سخنان حضرت برداشت كرده‌ام : « هركس بيانديشد بينا مىگردد » « 1 » و « هيچ دانشى همچون تفكر نيست . » « 2 » معناى اين گفتار همان سخن كنفسيوس است : علم بدون انديشه از انديشه‌اى كه بر پايه دانش نيست ، خطرناك‌تر است . [ 5 - و قال عليه السلام : « صدر العاقل صندوق سرّه و البشاشة . . . ] 5 - و قال عليه السلام : « صدر العاقل صندوق سرّه و البشاشة

--> ( 1 ) . « و من تفكر أبصر » نامه 31 . ( 2 ) . « و لا علم كالتّفكر » حكمت 112 .